گفت و گوی ویژه نامه ستاد علوم شناختی با دکتر رضا رستمی (مدیریت گروه آتیه درخشان ذهن)

30 مرداد 98 | 378 بازدید
احتمال انقراض نسل های بی اعتنا به علوم شناختی ___________________________________________________________________________ گفت وگوی ویژه نامه ستاد علوم شناختی با دکتر رضا رستمی، استاد روانشناسی دانشگاه تهران و مدیریت گروه آتیه درخشان ذهن
گفت و گوی ویژه نامه ستاد علوم شناختی با دکتر رضا رستمی (مدیریت گروه آتیه درخشان ذهن)

 

  • همانطور که می دانید علوم شناختی یکی از زیرمجموعه های علوم همگــرا ( (Convergence Scienceاســت که از آنها تحت عنوان علوم پیشــرو یاد شده است. علوم شناختی دقیقاً به چه معناست و چه تعریفی دارد؟

دربــاره‌ علــوم‌ همگــرا‌ یــا‌ علــوم‌ چهارگانــه‌ نانوتکنولــوژی، ‌بایوتکنولوژی، ‌آیتی ‌و‌علوم‌ شــناختی‌که ‌تحت‌ عنوان ‌مراکــز‌‌ NBIC و ‌در‌ ایران‌ با واژه‌ «شــبان»‌ شــناخته‌ می شوند، ‌باید‌ گفت‌ علومی ‌هســتند‌ که‌ طی ‌دو ‌دهه ‌گذشته ‌یا‌ در ‌قرن ‌بیســت‌ و ‌یکم‌ در‌ جهت‌ رفاه، آسایش‌ و‌ زندگی ‌با کیفیت تــر ‌بشــر ‌مــورد ‌توجه قرار‌ گرفته انــد.‌ یکی‌ از‌ محوری تریــن ‌علوم ‌در ‌این‌ چهار ‌رشــته ‌آن‌ هم‌ به ‌دلیل ‌نزدیکی اش‌ به‌ خود‌ انســان،‌علوم ‌شناختی‌ اســت.‌علوم ‌شناختی‌ شــاید ‌به ‌زبان‌ دیگر، ‌علوم ‌مرتبط‌ با ‌مغز ‌انسان‌ است؛ ‌علومی ‌که ‌توانمندی های‌ ذهنی ‌انسان ‌را‌ مورد ‌مطالعه ‌و ‌ارزیابــی ‌و ‌کاوش‌ قرار ‌می دهد‌ و‌ توانمندی هــای ‌خارق العـاده ای‌ را ‌که ‌در ‌مغز‌ هســت‌ اما ‌در ‌بعضــی‌ جاها ‌بروز ‌پیــدا ‌کرده ‌و‌ در‌ برخــی ‌مواقع ‌دیگر ‌پنهان ‌مانده ‌اســت‌ و‌ یا‌ بــه ‌عبارت‌ بهتر ‌در ‌بســیاری‌ از ‌انســانها‌ اصلا‌ شکوفا ‌نمی شود، ‌مورد ‌بررسی ‌قرار ‌می دهد. این ‌بررســی ‌از ‌این ‌زاویه ‌است‌ که‌ به‌ چه ‌نحوی‌ می توان ‌با ‌شناخت‌ عملکرد ‌مغز ‌و ‌ابعاد ‌مختلف‌ توانمندی های ‌آن ‌در ‌جهت ‌داشــتن ‌انسان هایی‌ هوشمندتر،‌ توانمندتر ‌و‌ موفق تر‌ گام ‌برداشت.

در‌ همین ‌راستا ‌علوم ‌شناختی‌ به ‌کمک‌ بیماری ها‌ می آید ‌به ‌شــکلی ‌که ‌اگر ‌به ‌واســطه ‌بیماری‌ در‌ برخی‌ افراد ‌مغز‌ خوب‌ رشد‌ نکرده ‌باشد، ‌بتواند‌ به ‌این ‌افراد ‌برای‌ توانبخشی‌ شناختی ‌کمک‌ کند‌ و‌ آنهــا ‌را‌ به ‌ســمت ‌زندگی ‌بهتر ‌ســوق ‌دهد. بیماری هایی‌ مثل ‌اوتیسم،‌ عقب ماندگی‌ ذهنی،‌ اختــلالات‌ یادگیــری، ‌اختــلالات ‌خواندن ‌و‌ به ‌صورت ‌کلی ‌اختلالات‌ متعددی ‌که ‌به ‌واسطه‌ آن‌ مغز ‌توانمندیهایــی ‌را ‌که ‌انتظار ‌می رود‌ در‌ دوران‌ ابتدایــی ‌زندگی‌ با ‌رشــد ‌خــود ‌به ‌آنها‌ دست‌ یابد ‌کسب‌ نکرده ‌است.

علوم ‌شــناختی ‌در‌ جایی ‌دیگر ‌نیز ‌در‌ راســتای‌ کمــک‌ بــه‌ انســان‌ حرکــت‌ کــرده ‌و‌ آن‌ هــم‌ نقش آفرینــی ‌در ‌درمان ‌بیماری هایی‌ اســت‌ که‌ در‌ســنین ‌بالاتر ‌رخ‌ می دهند ‌و ‌ناشی ‌از ‌آسیب‌ دیدن ‌مغز ‌اســت‌ که ‌طی ‌آن ‌به ‌خاطر ‌تصادف،‌ سکته ‌و ‌یا ‌ابتلا ‌به ‌تومور‌ مغزی،‌ عملکرد‌ طبیعی مغز دچار آسیب می شود و شخص کارکردهای خود را از دست می دهد. در سنین کهنسالی به دلیل ابتلا به آلزایمر یا بیماری هایی مثل دمانس و پارکینسون ، مغز فرد آسیب دیده و کارکرد و کیفیت زندگی از آن چه مورد انتظار هست پایین تر می آید. مجموع این حوزه ها ، حیطه عملکرد علوم شناختی را تشکیل می دهد؛ یعنی شناخت یا ارتقاء عملکرد در افراد نرمال و کمک به ایرادی که بیمار هستند، چه آنهایی که از کودکی توانمندی های لازم را کسب نکرده اند مثل مبتلایان به اوتیسم و چه کسانی که به دلیل بیماری در بزرگسالی کیفیت زندگی شان تحت تأثیر قرار گرفته است. علوم شناختی تاکنون در این مسیرها حرکت های خوبی انجام داده است، هر چند به نظر می رسد هنوز در مراحل ابتدایی خود قرار دارد. دلیل توجه به علوم همگرا این است که انتظار می رود نگاه شناختی و پرداختن به مغز انسان با کمک سایر علوم نو و پیشرو مثل آی تی، نانو تکنولوژی و بایوتکنولوژی به رشد و توانمندی ذهنی که انسان تاکنون آن را تجربه نکرده است، منجر شود. 

  •  آیا میان علوم شناختی و نانوتکنولوژی ارتباطی وجود دارد و این دو رشته علمی می توانند با یکدیگر هم افزایی داشته باشند؟

وقتی از علوم همگرا سخن به میان می آید، هدف همین است؛ علوم همگرا یعنی ما چگونه می توانیم از نانو تکنولوژی در کنار علوم شناختی نتیجه بهتری بگیریم. مسلما نانوداروها یکی از این موضوعات است. ما الان داروهای اعصابی مانند داروهای ضدافسردگی داریم که افسردگی را بهبود می بخشد اما پنج عارضه دیگر هم ایجاد می کند و علاوه بر افسردگی قسمت هایی از مغز را هم هدف قرار می دهد که ناشی از عوارض دارویی است. مطمئنا با تکنولوژی نانو داروها می توانیم این انتظار را داشته باشیم که داروهای هدفمندتری برای ارتقاء توانمندی های خاص تولید کنیم . یا مثلا داروی خواب آوری داریم که شخص روز بعد از مصرف آن هم هنوز گیج و منگ است و حوصله ندارد یا نمی تواند رانندگی کند. آیا می توانیم داروی خواب آور یا مسکنی داشته باشیم که فقط اثر تسکین داشته باشد؟ به نظر می آید نانو تکنولوژی بتواند در حیطه هایی که ما می خواهیم مداخلاتی از بیرون به بدن وارد کنیم، به شکل هدفمندتری به متخصصین کمک کند. یکی از موضوعات در حال پژوهش، استفاده از علوم نانو در ساخت الکترودهای تحریک عمیق مغزی است.

Screen Shot 08-21-19 at 12.01 PM

  •  در خصوص با ارتباط علوم شناختی و آی تی، بحث هوش مصنوعی مطرح است که خیلی کاربرد دارد. اما ارتباط علوم شناختی با بایوتکنولوژی چگونه است؟ 

 در خصوص آی تی یکی از زمینه ها هوش مصنوعی است. ولی زمینه های متعددی برای آن وجود دارد. در حال حاضر شاید برای درمان خیلی از اختلالات ، دیگر نیاز به دارو نداریم. از آی تی برای درمان اختلالات بیش فعالی با استفاده از روشی به نام نوروفیدبک استفاده می کنیم. برای مداوای بسیاری از مشکلات مثل فشار خون و اضطراب زیاد نیز از بایو فیدبک استفاده می شود. به این صورت که شخص جلوی کامپیوتر می نشیند و با استفاده از سیگنال هایی که از بدنش وارد کامپیوتر می شود در می یابد موج حواس پرتی یا اضطرابش زیاد است و باید آنها را کم و توجهش را زیاد کند و نتیجه می شود انسانی که عملکرد بهتری از نظر شناختی دارد. با از دستگاهی به نام تحریک مغناطیسی مغز (TMS) که FDA آن را برای درمان افسردگی تأیید کرده است، استفاده می شود؛ در این روش نیازی به مصرف دارو توسط شخص با دادن شوک به او نیست و طی دو هفته درمان ، فرد افسرده ای که زندگی اش تحت تأثیر قرار گرفته می تواند درمان شود. این ابزارها جنبه های درمانی و پژوهشی دارند. ما از همین دستگاه می توانیم برای ارزیابی عملکرد مغز یا انعطاف پذیری آن استفاده کنیم . مغز فردی که خوب یاد می گیرد با مغز کسی که یادگیری اش کند است چه تفاوتی دارد؟ در حال حاضر هیچ گونه نبضی از مغز نداریم ولی با استفاده از این دستگاه تحریک مغناطیسی می توانیم مغز را تحریک کنیم و از پاسخ آن متوجه شویم که چرا مغز یک فرد افسرده کند است. چون مثلا پردازش اطلاعات در مغز او به کندی صورت می گیرد.

لذا می توان گفت همگرایی بین آی تی و علوم شناختی در بین این چهار رشته بیشتر است . ما اکنون در حوزه آی تی کارهای فعال درمانی تأیید شده و همچنین کارهای پژوهشی متعددی در دنیا و ایران داریم.

موضوع دیگر در بحث آی تی بازتوانی شناختی است؛ به عنوان مثال یک سری بازی های کامپیوتری وجود دارد که هدف آنها ارتقاء جنبه خاصی از توانمندی های شناختی فرد نظیر توجه ، سرعت عمل ، حافظه کاری و ... است. این بازی ها شبیه گیم هایی است که اکثر افراد بازی می کنند ولی با یک هدف شناختی خاص انجام می شود که این مطمئنا جنبه دیگری از ارتباط آی تی و علوم شناختی است. در موضوع ارتباط علوم شناختی و بایو تکنولوژی هم می توان گفت مسلما ما مغزی داریم که محصولش شناخت است؛ یعنی توجه ، تمرکز، حافظه، نوع تعاملات و مهارت های ذهنی عملکرد شناختی مغز را تشکیل می دهند. ولی بنیان این عملکرد بیولوژیکال یا زیست شناختی است. قطعا برای شناخت بهتر جنبه های شناختی، می توان جنبه های بیولوژیک را به صورت جدی مدنظر قرار داد . وقتی عملکرد شناختی یک فرد افسرده را با ابزار دارویی تحت تأثیر قرار می دهیم ، حوصله و توجهش خوب می شود. این دارو چه جنبه ای از این چهار بعد را پوشش می دهد؟ مثلا در حال حاضر در کنار دارو یا رژیم های غذایی معمولی، رژیم های غذایی پروبیوتیک داریم که می توانیم به کمک آن اضطراب فردی را که استرس بالایی را تجربه می کند کاهش دهیم یا با استفاده از ویتامین ها و مکمل های خاص، عملکرد ذهنی افراد را ارتقاء بخشیم. پس جنبه های بیوتکنولوژی و شناختی گسترده است؛ با مطالعه مغز در حد سلولی و حیوانی گرفته تا مداخلات در خود انسان اعم از دارو و مکمل های غذایی و.... امید است بیوتکنولوژی بتواند در آینده ابزارهای جدیدتری را در اختیار بشر قرار دهد.

  • و یکی از نکاتی که اشاره فرمودید بحث ارتقاء توان کسانی که مشکلات ذهنی دارند تحت عنوان توانبخشی است. اما ارتقاء توانایی های ذهنی افراد سالم و عادی هم در بحث علوم شناختی مطرح است. بر این اساس تعبیری تحت عنوان افزایش سرانه ملی مغزها به کار برده می شود در این باره توضیح می دهید؟ 

تک تک ما سرانه جمعیتی و نیروی کار یک جامعه هستیم. می توانیم با نگاه شناختی و رویکرد پژوهش های همگرا در این جهت که توانمندی ذهنی بالاتری داشته باشیم ، سرمایه گذاری کنیم. توانمندی ذهنی بالاتر یعنی این که ما حدود صد میلیارد سلول عصبی در مغز داریم و این سؤال مطرح می شود که آیا در همگان همه این صد میلیارد سلول فعال است؟ قطعا خیر. یعنی در بعضی از افراد از توانمندی های مغزی و ذهنی به میزان قابل توجهی استفاده نمی شود. دلیل این موضوع عدم وجود شناخت و دانش در آموزش و پرورش و بهزیستی و مهدکودک های ماست که چگونه می شود مغز را پویاتر کرد تا سرانه دانش آموزی مان سرانه بامغزتری باشد. پس با نگاه شناختی می توانیم به استقبال کودک تازه متولد شده برویم.

مداخله شناختی از قبل از تولد شروع می شود و در حال حاضر بعد از تولد به سادگی قابل انجام است. ما الان آزمون هایی داریم که از بیست الی سی سال پیش در دنیا استفاده می شود. در ایران هم هر چند به صورت محدود، کارهایی انجام شده و می توان طفلی را که در پایان یک ماهگی یعنی روز اول دوماهگی است مورد بررسی قرار دهیم که آیا از نظر مهارت های ارتباطی ، مهارت حل مسئله و مهارت های فردی و اجتماعی خوب است یا خیر؟ این آزمون خانواده محور توسط خانواده ها قابل انجام است. به کمک این آزمون می توان فهمید کودکی که بزرگ می شود قرار است دست و پا چلفتی و خجول شود و مهارت ارتباطی اش ضعیف باشد یا خیر؟ قرار است از نظر مهارت های شخصی و اجتماعی یک فرد جامعه پذیر باشد یا جامعه گریز؟ 

پس ما نمی خواهیم با استفاده از علوم شناختی صرفا سراغ پنج درصد افراد دچار عقب ماندگی و بیش فعال و مبتلا به اوتیسم برویم . اعتقاد بر این است که علوم شناختی علم بهتر زیستن همه انسان ها است و هرچه بتوانیم گستره استفاده و نفوذ آن را بیشتر کنیم، نتیجه اش این می شود که اگر سالانه یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر تولد داریم ، جامعه هدف ما را همه این یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر تشکیل می دهد نه هزار نفر از افراد مشکل دار آن. یعنی هر کسی در هر جایگاهی که هست، به کمک سنجش و مداخله یک پله بالاتر بیاید. مداخلهاش فوق العاده ارزان است؛ مداخله، در واقع آگاهی والدین از این است که با کودکشان چه نوع بازی انجام دهند؟ غنی کردن محیط مهدها از این جنبه است که متناسب با سن کودک چه نوع تکلیفی می تواند او را به مهارت های ارتباطی بیشتری مجهز کند؟ به این شکل می توانیم سرانه مغزمان را از وضعیت فعلی به وضعیت بهتری برسانیم .

  • چندی پیش مقام معظم رهبری دیداری با اعضای ستاد علوم شناختی داشتند. یکی از نکاتی که در آن دیدار فرمودند این بود که علوم شناختی را با انقلاب صنعتی مقایسه کردند و گفتند همان طور که در انقلاب صنعتی کشورهایی که عقب ماندند بعدا استثمار شدند امروز هم اگر کسی در علوم شناختی و فناوری های مرتبط با آن عقب بماند استثمار خواهد شد و به همان سرنوشت دچار می شود. مگر ارزش علوم شناختی چقدر است که می شود آن را با انقلاب صنعتی قیاس کرد؟

شاید بدتر؛ یعنی مطمئنا اگر کسی الان در علوم شناختی عقب بماند دیگر این عقب ماندگی برایش قابل جبران نیست. علوم صنعتی قابل خریدن است. ما نفتی داشتیم که خدادادی بود و به کمک آن هرچه نداشتیم از هواپیما تا ماشین را خریدیم. ولی واقعیت این جاست که قياس این دو تا حدی وضعیت دولت هایی را که نتوانند علوم شناختی را در جامعه و سازمان ها و روابطشان نهادینه کنند، نشان خواهد داد. نتیجه این خواهد بود که فاصله ای بین زمین و آسمان خواهیم داشت؛ یعنی قطعا اگر گروهی نتوانند بر علوم شناختی مسلط شوند و از آن استفاده کنند، باید به انقراض نسل آنها در آینده فکر کرد. چون قابل خریدن نیست و توانمندی بی نهایت مغز در گروهی که از علوم شناختی استفاده می کنند شکوفا خواهد شد و گروهی که از آن استفاده نمی کنند صرفا عضله دارند و به درد کار عضلانی می خورند. چه بسا در سالیان دور و زمانی که علوم شناختی حاکم شود - که حکومت آن به سرعت در حال پیشروی است - کار عضلانی کاربرد و ارزشی نداشته باشد.

  • و یکی از استفاده هایی که برخی کشورها به ویژه کشورهای استعمارگر از علوم شناختی می کنند مسئله کنترل ذهن است، در این رابطه توضیح بفرمایید.

 یکی از حیطه هایی که از علوم شناختی به طور گسترده استفاده می شود، پژوهش هایی است که در مراکز نظامی برخی کشورها به صورت خیلی محرمانه انجام می پذیرد. کنگره ای در اسفند ماه ۱۳۹۷ در ونکور کانادا برگزار شد که در آن بیش از هزار پژوهشگر از کشورهای مختلف شرکت کرده بودند. تعدادی از آنها پژوهشگران نیروهای نظامی آمریکا بودند که از صحبت هایشان متوجه شدیم در حیطه علوم شناختی هزینه قابل توجهی صرف مباحث نظامی و اطلاعاتی و سری می شود که مطمئنا هدف شان قدرت بخشیدن به نیروی نظامی است تا برتری شان را حفظ و تقویت کنند. 

یکی از راه های کنترل ذهن ، داده و اطلاعات است. به وسیله داده ای که از طریق اینترنت پردازش می شود می توان افراد را کنترل کرد. در تکمیل اشاره ای که به بازی های شناختی در راستای توانبخشی شد، در نظر بگیرید این بازی ها چه چیزی به ما می دهند؟ آنها داده در اختیار ما قرار می دهند و مغز را در مسیری فعال می سازند که روان تر است و با صرف انرژی کمتری حرکت می کند و گرایش بیشتری از سوی ما به آن مسیرها اتفاق خواهد افتاد . قطعا یکی از راه های استفاده از علوم شناختی فضای مجازی است. داده ها خوراکی هستند که ما به جامعه می دهیم. ما الان در زمره پرمصرف ترین کشورها در اینترنت به شمار می آییم. اما به چه میزان تولید کننده محتوا هستیم؟ تولید محتوا یعنی من محصولی دارم که با بسته بندی و ارائه آن به شکل مناسب و جذاب و هدف گذاری شده برای گروه های خاص ، آنها را تحت تأثیر قرار می دهم. مسلما یکی از راه های علوم شناختی همین اینترنت و فضای مجازی است که در اختیار ما قرار دارد . اگر این امور شناخته شده را کنار بگذاریم و بحث در مورد آن را به متخصصین علوم ارتباطات بسپاریم، باید به این نکته بپردازیم که در حال حاضر اتفاقاتی نو در این علوم در حال وقوع است که مثلا اگر شما می خواهید یک قوری بردارید و چای در فنجان بریزید، در خانه ش ما یک ربات با اتصال به اینترنت می تواند این کار را برای شما انجام دهد. یعنی همین که شما این جا به این کار فکر می کنید، آن ربات از طریق اینترنت می تواند قوری را بردارد و چای را بریزد. این یک مثال عامیانه است؛ مثال خاص تر جراحی هایی است که از راه دور انجام می شود. رباتی وجود دارد که به صورت پژوهشی روی آن کار می شود و به این صورت عمل می کند که مثلا من این جا نشسته ام و قرار است در سیستان و بلوچستان جراحی انجام دهم؛ فکرش از من است ولی آن ربات کار را انجام می دهد. این می شود پیوند انسان به ماشین و انسان به ربات. اخیرا پژوهش ها و مقالات جدیدی با این موضوع که می شود بین دو مغز ارتباط برقرار کرد، منتشر شده است. یعنی امواج مغز من را بگیرند و مغز شما همان کار را انجام دهد. با ارتباطاتی که برقرار می شود همان چیزی که در مورد موضوعی به مغز من خطور می کند به مغز شما نیز القاء شود و شما آن را بپذیرید بدون این که اصلا من را ببینید! در مجموع روی کنترل مغز یا انتقال مفاهیم از یک فرد به فرد دیگر به صورت جدی کارهایی در حال انجام است.

asr andisheh_Page15_Image1

  • یکی از مسیرهایی که کنترل ذهن را از طریق آن انجام می شود فضای مجازی است که در صحبت هایتان نیز به بحث داده ها اشاره ای داشتید. چون افراد در فضای مجازی خیلی راحت تر داده های ذهنی خود را بیرون میریزند.

 بله، این همان بحث «بیگ دیتا» است. این موضوع از سالیان پیش شروع شده و علوم ارتباطات به صورت جدی درگیر آن است ولی به صورت خاص تر امروز در حال بررسی امکان کنترل ذهن افراد هستند. ما می توانیم موج خاصی را به مغز القاء کنیم؛ ساده ترین و راهش این است که با پخش موسیقی خاصی موج خواب یا همان موج تتا را به افراد القاء و در نتیجه همه سربازانی که در خط مقدم جبهه ایستاده اند و منتظر دشمن هستند خوابشان بگیرد. یکی از چالش های نیروی نظامی امروز همین است. امروز کنترل مغز به انحای مختلف مورد توجه قرار گرفته است. یعنی لشکری بخوانند و بدون خونریزی خاکریز شان را بگیریم. این ها ایده هایی هستند که با توجه به چالش های مغز در حال حاضر مورد توجه قرار گرفته اند. 

فرض کنید من و شما در مغازه داریم که یک مغازه خالی و دیگری بر است. فضای مجازی ما در حال حاضر حکم همین مغازه را دارد . ما به تازگی مغازه خالی مان را با محصولات مغازه ای که پر است ، پر کرده ایم. خب مردم چه می خرند؟ قطعا جنس مغازه پر را خواهند خرید. یعنی میزان سرمایه گذاری ما برای تولید محتوا در فضای مجازی - حداقل برداشت شخصی ام در رشته خودم را می گویم - صفر نیست ولی به صفر میل می کند. این مهم ترین تأثیرگذاری فضای مجازی است. این کاری به دشمن ندارد؛ دشمن در خود ماست که در این زمینه حرکتی نمی کنیم. قسمت دوم قطعا طراحی است. همه پیش زمینه ای که به صورت حافظه ضمنی در قالب کلمات، مفاهیم ، دیالوگها و نوع تعاملات به ما منتقل می کنند ، حتی اگر قصدی هم نداشته باشند تأثیرگذار است. به هر حال فرهنگ ما را در محصول خودشان پیاده نمی کنند. مسلما چه فضای بازی خونریزی باشد و چه خانوادگی، روی ذهن و فرهنگ ما تأثیر می گذارد. مثلا در بازی معماری SimCity که یک بازی شهرسازی است ، فرد بازی کننده شهرسازی می کند، جایزه می برد، دلار می گیرد و همه این ها در قالب بازی اتفاق می افتد. به مفاهیم بازی و فضاهایی که ساخته می شود توجه کنید، آیا مسجد ساخته می شود با کلیسا؟ نوع مدرسه ای که ساخته می شود با چه چارچوب و مفهومی است؟ الان جامعه ما تحت تأثیر فضای مجازی است که طبیعتا چون گستره استفاده از آن زیاد است به شدت متأثر از محتوایی است که ما نداریم و با نفی هم مسلما از بین نخواهد رفت. ما باید برای تولید محتوا اقدام کنیم.

  • یکی دیگر از فعالیت هایی که در راستای کنترل ذهن و مشخصا در سازمان سیا انجام شده پروژهای تحت عنوان MK - Ultra است که داروهایی برای پاک کردن ذهن انسانها تولید کنند که در راستای همان بحث کنترل ذهن بتوانند از آنها بهره بگیرند و نتیجه اش شد مواد مخدر صنعتی که امروز به شکل غیرقانونی بین مردم پخش شده است. 

من اطلاعی از این پروژه ندارم ولی در این که چنین موادی هست و به نیت های مختلف از آن استفاده می شود شکی نیست. از موادی که تحت عنوان مواد محرک صنعتی شناخته می شود با اهداف مختلفی استفاده می کنند؛ مثلا برای کسی که آن را مصرف کند و کشتن آدم مقابل برایش هیچ ترسی نداشته باشد. در نهایت همین ماده که تولید شد حتما در آزمایشگاه نمی ماند و چه با اهداف اقتصادی و چه با هدف آسیب زدن به جوامع دیگر پخش خواهد شد. یکی از حیطه های کاری من اعتياد است. مریض می گوید اعتیاد دارم. می گویم به چه؟ می گوید تریاک. می گویم خدا را شکر که مواد صنعتی و محرک نیست! چون آسیبی که این مواد می زنند قابل توجه است. ولی به همان میزانی که مواد شیمیایی می تواند جامعه ما را تهدید کند، فضای شناختی و عقب ماندن در این زمینه ها هم مهم است. چون در مصرف مواد مخدر تا حدودی قبح و زشتی وجود دارد که من و شما هیچ موقع سمت آن نمی رویم چون آن را خیلی زشت می پنداریم. می گوییم اصلا برای شخصیت و جایگاه و منش آدمی مثل من مناسب نیست که مواد دستم بگیرم. ولی همه ما موبایل و کامپیوتر داریم. یعنی میزان نفوذ فضای مجازی با نگاه علوم شناختی و جنبه هایی که از این علوم در قالب بازی ها وجود دارد، بیشتر است. در حوزه بازی ها، تعداد بازی های شناختی داخل کشور محدود هستند و از آنها حمایت نمی شوند. ولی تعداد بازی های خارجی که برای دانش آموز کاربرد شناختی دارند، قابل توجه است. بنابر این مواد مخدری که آنها را مضر می دانیم مربوط به همان انقلاب صنعتی است اما این انقلاب شناختی می تواند فاجعه را چندین برابر کند.

  • با توجه به این که این عرصه می تواند هم تهدید و هم فرصت هایی برای ما در پی داشته باشد، چه پیشنهادهایی برای پژوهش در این زمینه دارید؟ 

یعنی چه اولویتهای پژوهشی را پیشنهاد می کنید؟ قطعا شناساندن این حوزه یکی از اولویت هاست. با توجه به این که من به هر حال ده، دوازده سالی است که درگیر حیطه شناختی هستم، واقعیت این جاست که علوم شناختی ناشناخته هستند. علوم شناختی حتی برای متخصصین و دانشگاهیان موضوع نویی است و ما باید روی آن سرمایه گذاری خاص انجام دهیم. همان طور که دولت ستاد علوم شناختی را به درستی ایجاد کرد، باید این ستاد تقویت شود و مورد حمایت قرار گیرد تا ما بتوانیم این انقلاب ش ناختیلرا در تک تک وزارتخانه ها ساری و جاری کنیم. معتقدم علوم شناختی برای بچه از بدو تولد تا دانش آموزی که قرار است وارد مدرسه شود، تا دانشجو و عرصه پزشکی و عرصه های دیگر حرف دارد . اکنون پژوهش هایی که در دنیا در خصوص علوم شناختی صورت می گیرند ۲۵ درصد بودجه های پژوهشی را به خود اختصاص می دهند. نزدیک قریب به اتفاق دانشجویانی که الان می توانند بورس بگیرند و در کشورهای پیشرفته تحصیل کنند در حیطه علوم شناختی تحصیل می کنند. یعنی ما پتانسیل دانشجویی خوبی داریم ولی واقعیت این است که نیاز به توجه ویژه در این زمینه داریم. اصلا اعتقادی به بودجه نفت ندارم. من اعتقاد دارم با بودجه نفت می شود یک موشک هوا کرد ولی مهم این جاست که خودش زایش و تداوم و قابلیت برگشت داشته باشد. ما باید این ها را در خانواده، صنعت، جامعه و سازمان های علمی و آموزشی مان نهادینه کنیم.