تجربیات معنوی مدارهای پاداش‌دهی در مغز را فعال می‌کنند

07 خرداد 98 | 123 بازدید
محققان دانشکده‌ی پزشکی دانشگاه یوتا اعلام می‌کنند که تجربیات دینی و معنوی به گونه‌ای بسیار مشابه با عشق، سکس، قمار، مواد مخدر و موسیقی، سبب فعال‌سازی مدارهای پاداش‌دهی در مغز می‌شوند. این یافته‌ها در مجله‌ی علوم اعصاب اجتماعی منتشر شده است.
تجربیات معنوی مدارهای پاداش‌دهی در مغز را فعال می‌کنند

نویسنده‌ی ارشد و نورورادیولوژیستی به نام «جف اندرسون» می گوید، «ما به تازگی شناخت چگونگی مشارکت مغز را در تجربیاتی که افراد معتقد آن‌ها را معنوی، الهی یا متعالی تفسیر می‌کنند، شروع کرده‌ایم. در چند سال اخیر تکنولوژی‌های تصویربرداری از مغز به گونه‌ای پیشرفت داشته‌اند که ما را قادر می‌سازند تا به پاسخ پرسش‌هایی که هزاران سال مطرح بوده‌اند، نزدیک شویم.

مخصوصاً محققان با ایجاد محیطی که سبب شود تا مشارکت‌کنندگان «وجود روح را حس کنند» درصدد مشخص کردن این موضوع بودند که کدام یک از شبکه‌های مغزی در تجسم احساسات معنوی در یک گروه( مورمون‌‌های متدین) نقش دارند. شناسایی این حس آرامش و نزدیکی به خدا در خود و سایرین بخش بسیار مهمی از زندگی مورمون‌ها را تشکیل می‌دهد -- آن‌ها تصمیمات خود را براساس این احساسات اتخاذ می‌کنند؛ آن‌ها را مؤید اصول اعتقادی خود می‌دانند؛ و به آن‌ها چشم ابزار اصلی ارتباط با خدا می‌نگرند.

در طول اسکن اف‌ام‌آرآی (برداری تشدید مغناطیسی کارکردی)، 19 عضو جوان و بزرگسال کلیسا -- متشکل از هفت زن و دوازده مرد -- در پاسخ به مضمونی که برای برانگیختگی احساسات معنوی در نظر گرفته شده بود، چهار کار را انجام دادند. این آزمون یک ساعته عبارت بود از شش دقیقه استراحت؛ شش دقیقه کنترل شنیداری-دیداری (فیلمی که آمار عضویت‌شان در کلیسا را به تفصیل نشان می‌داد)؛ هشت دقیقه نقل‌قول‌های ایراد شده توسط كليساى مورمون‌ و رهبران دینی جهان؛ هشت دقیقه خواندن متونی آشنا از کتاب مقدس مورمون‌ها؛ دوازده دقیقه محرک شنیداری-دیداری (فیلمی ساخته شده توسط کلیسا از خانواده و صحنه‌های کتاب مقدس و سایر مضامین مذهبی انگیزشی).

در طول بخش اول نقل‌قول‌های آورده شده در آزمون، به شرکت‌کنندگان -- که تمام آن‌ها قبلاً مبلغان مذهبی تمام وقت بودند - مجموعه‌ای از نقل‌قول‌ها نشان داده شد که به دنبال آن این پرسش آورده می‌شد که «آیا روح را احساس می‌کنید؟». پاسخ شرکت‌کنندگان از «احساس نمی‌کنم» تا «شدیداً احساس می‌کنم» متفاوت بود.

محققان ارزیابی دقیق احساس شرکت‌کنندگان را جمع‌آوری کردند که تقریباً عموم آن‌ها تجربه‌ی نوعی احساس را گزارش کردن که مشابه با انجام نیایش و پرستش شدید بود. آن‌ها احساس آرامش و حس گرمای فیزیکی را توصیف کردند. در پایان انجام اسکن چشمان بسیاری از آن‌ها غرق در اشک بود. در یکی از آزمایش‌ها، شرکت‌کنندگان هنگامی که در حین تماشای محرک ساخته شده توسط کلیسا به اوج احساسات معنوی خود می‌رسیدند، دکمه‌ای را فشار می‌دادند.

نویسنده‌ی راهبر به نام مایکل فرگوسن که به عنوان دانشجوی فارغ‌التحصیل دانشگاه یوتا این مطالعه را انجام داد اظهار می‌کند که، «هنگامی که از شرکت‌کنندگان در مطالعه خواسته شد تا درباره‌ی منجی، بودن با خانواده‌ی خود تا ابد و درباره‌ی پاداش بهشتی خود فکر کنند، مغز و بدن آن‌ها پاسخی فیزیکی نشان دادند.

براساس اسکن‌های اف‌ام‌آرآی (تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی) محققان پی بردند که احساسات معنوی قدرتمند ارتباطی تجدیدپذیر با فعال‌سازی ﻫﺴﺘﻪ‌ی آﮐﻮﻣﺒﺎﻧﺲ داشتند، منطقه‌ی بسیار مهمی از مغز که پاداش‌ها را پردازش می‌کند. اوج فعالیت درحدود 1 تا 3 ثانیه قبل از فشار دادن دکمه توسط شرکت‌کنندگان در تحقیق رخ داد و در هر یک از چهار کار تکرار شد. زمانی که شرکت‌کنندگان اوج احساسات خود را تجربه می‌کردند، ضربان قلب‌شان سریع‌تر و تنفس‌شان عمیق‌تر می‌شد.

محققان دریافتند که احساسات معنوی علاوه بر مدارهای پاداش‌دهی مغز با قسمت میانی قشر پیش‌پیشانی که ناحیه‌ی پیچیده‌ای از مغز است که با کارهایی نظیر ارزش‌گذاری، قضاوت و استدلال اخلاقی هم ارتباط دارند. احساسات معنوی با مناطقی از مغز که با تمرکز توجه ارتباط دارند هم فعال‌ می‌شوند.

اندرسون با اشاره به اینکه هنوز نمی‌دانیم که آیا افراد معتقد به سایر ادیان هم پاسخی مشابه به تحقیقات خواهند داشت یا خیر عنوان کرد که، «شاید تجربه‌ی دینی مؤثرترین بخش از چگونگی تصمیم‌گیری افراد باشد که خوب یا بد، همه‌ی ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. پی بردن به این مسئله که چه چیزی در مغز اتفاق می‌افتد که در اتخاذ چنین تصمیماتی نقش دارد واقعاً مهم است». کارهای صورت پذیرفته توسط افراد دیگر نشان می‌دهد که مغز پاسخی کاملاً متفاوت نسبت به اعمال متفکرانه و درون‌نگرانه‌ی خاص برخی از ادیان شرقی نشان می‌دهد، اما تاکنون اطلاعات اندکی درباره‌ی علوم اعصاب اعمال معنوی غربی به دست آمده است.

این تحقیق نخستین طرح از پروژه‌ی مغز مذهبی است که در سال 2014 توسط گروهی از محققان دانشگاه یوتا راه‌اندازی شد و هدف از آن شناخت چگونگی عملکرد مغز در افراد دارای باورهای عمیق معنوی و مذهبی است.